۱۳۹۸/۰۸/۰۷

آموزش تار – آموزش تصویری تار

اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی

تار ساختمانی بسیار کامل و منحصر به فرد دارد که منجر به گستردگی بالای صدایی در تار می شود به همین خاطر این ساز را با پیانو قیاس می کنند.

آموزش تار را می بایست از طریق اساتید زبردست این هنر آموخت اما مولفه های چون محل زندگی، فراغت زمان و هزینه های آموزشی خود از عوامل بازدارنده برای ورود به این بحث آموزش هستند.

مجموعه خنیاگر با تدارک و تدوین ویدئوهای آموزشی موسیقی تار توانسته تمام موانع آموزشی این ساز فوق العاده را به حداقل برساند.

هر زمانی و هرجا، با کمترین هزینه می توانید با بهترین اساتید مانند جناب آزاد میرزاپور ساز تار را آموخته و حرفه‌ای شوید.

ساختمان تار

از دیرباز تا امروز ساز تار را ساز ملی ایران ‌دانستند. اولین نشانه‌های ظهور این ساز را می‌توان در نگارگری‌ها و دیوارنگاری‌های صفویه و قاجار جست‌وجو کرد. 

تار در زمان قاجار ۱
تار در زمان قاجار ۱

همچنین این ساز در بین اقوام زیادی از جمله آذربایجان‌ها، تاجیک‌ها‌ و…مورد استفاده است. ساختمان این ساز طی سالیان مختلف تغییرات زیادی نداشته و شکل خودش ‌را به‌طور کلی حفظ کرده است. اصلی‌ترین موادی که در ساخت ساز استفاده می‌شود چوب، استخوان و پوست است.

تار در زمان قاجار ۳
مرتضی نی‌داوود

توضیح قسمت‌های مختلف ساز

در این قسمت به تفصیل توضیحاتی درباره ساختمان تار بصورت متنی و تصویری آورده شده است اما اگر علاقمند هستید می توانید ویدئوی زیر از مجموعه آموزش تار مجموعه خنیاگر را مشاهده کرده تا اطلاعات تکمیلی بهتری دریافت نمائید.

سرپنجه: محلی که تمام سیم‌ها به آن متصل است و ۶ گوشی‌ ساز در آن تعبیه شده. 

گوشی: جسمی که سیم‌های ساز دور آن پیچیده می‌شود و ساز را با شل کردن و سفت کردن آن‌ها کوک می‌کنند. 

گوشی‌ها و جعبه‌ی کوک تار
گوشی‌ها و جعبه‌ی کوک تار

سیم‌گیر: بخش کوچک استخوانی و درعین‌حال مهمی از ساز است که سیم‌ها بعد از پنجه ساز از آنجا عبور می‌کند و به دسته می‌رسد. سیم‌ها در تار به‌صورت جفتی کوک می‌شوند. به ترتیب سیم‌های سفید، سیم‌های زرد و سیم‌های بم. 

شیطانک تار
شیطانک تار

دسته: محل فعالیت دست چپ روی ساز است که دستان‌بندی روی آن قرار گرفته‌ست. جنس آن معمولا از چوب گردو و روی آن پوشیده از استخوان است. پرده یا دستان‌ها از جنس روده تنیده شده گوسفند است که امروزه پلاستیک و مشتقات آن‌ جایگزین شده است. در قدیم تعداد این پرده‌ها ۲۵ عدد بوده که امروزه به ۲۸ عدد هم رسیده.

دسته‌ی تار
دسته‌ی تار

کاسه: شاید جادویی‌ترین اتفاقات صدا در کاسه به وقوع می‌پیوندد؛ بخشی که از ۲ قسمت تشکیل شده و روی آن با پوست بره پوشانده شده و خرک روی آن قرار می‌گیرد. قسمت کوچک‌تر که نقاره نامیده می‌شود روی پای نوازنده قرار می‌گیرد. این قسمت در واقع جعبه صوتی ساز است که بعد از تولید صوت در این قسمت تقویت بسامد انجام می‌شود. جنس کاسه نیز معمولا از پوست گردو است. 

پشت کاسه تار
پشت کاسه تار

خرک: روی کاسه بزرگ ساز قرار می‌گیرد و وظیفه هدایت سیم‌ها به انتهای ساز را دارد. جنس خرک نیز از استخوان است و با وجود حجم کم نقش زیادی در کیفت صدای ساز دارد.

کاسه تار
کاسه تار

سیم‌گیر انتهایی: سیم‌ها بعد از عبور از روی کاسه و خرک در انتها به این قسمت می‌رسند و به حالت پیچیده شده روی سیم‌گیر چفت می‌شوند و این قسمت نیز ساخته شده از استخوان است.

سیم‌گیر تار
سیم‌گیر تار

شکل نشستن با ساز

امروزه ساز تار را نشسته اجرا می‌کنند. نوازنده با انداختن پای راست خود روی پای چپ و قرار دادن کاسه کوچک ساز یا نقاره ساز را به دست می‌گیرند. البته برای جلوگیری از خستگی، بهتر است از زیرپایی استفاده شود و پا را روی پا ننداخت.

اما طبق تصاویری که از دوره قاجار به‌دست ما رسیده نوازندگان ساز را نشسته بر روی سینه خود قرار می‌دادند. اما همچنان شک و شبه‌ای در این مورد وجود دارد که این شیوه گرفتن ساز تنها برای زمان عکس گرفتن بوده است و نوازندگان هنگام نواختن به شکل معمول می‌نشستند.

مضراب تار

در نگاه اول شاید این‌ جسم کوچک، چندان در برابر تار و صدای پرقدرت آن به چشم نیاید اما در واقع بدون مضراب نواختن تار غیر ممکن است. مضراب جسم کوچک و سخت فلزی است که انتهای آن‌را موم پوشانده است.

مضراب تار
مضراب تار

امروز اما نوازندگان باتوجه به میزان تکنیک خود و سلایق صوتی شخصی از جنس‌های مختلفی مثل شاخ، استخوان، سنگ‌های قیمتی مثل یاقوت و… مضراب می‌سازند. در شیوه‌ بررسی نوازندگان مشهور و به‌نام تار، شکل و نوع تراش مضراب از اهمیت بالایی برخوردار است. در واقع مضراب تاثیر بسیاری در فرایند تولید صدا دارد که شکل آن می‌تواند این سلیقه و کیفیت را تغییر دهد. 

موم مضراب
موم مضراب

شاید بتوان به‌طور کلی مضراب‌ها را به دو دسته نوک تیز و نوک پهن تقسیم کرد که مضراب‌هایی با نوک تیز صدایی زیرتر و تیزتری ایجاد می‌کنند و مضراب‌های با سر پهن‌تر صدایی بم‌تر و گرفته‌تر تولید می‌کنند. اما‌ برای انتخاب مضراب مناسب، هر نوازنده بعد از  مدتی نوازندگی، خودش بهترین نوع و شکل را باتوجه به سلیقه صوتی و تکنیک خود انتخاب می‌کند.

نوک فلزی مضراب تار
نوک فلزی مضراب تار

چهارمضراب

چهارمضراب از فرم‌هایی در موسیقی است که همان‌طور که از اسم آن برمی‌آید،باتوجه به حرکات و تکنیک‌های مضراب به‌وجود آمده است. چهارمضراب نوعی قطعه متریک و دارای ریتم است که مشخصه بارز آن ساخت و ایجاد ملودی بر روی یک موتیف یا انگاره تکرار شونده است.

چهارمضراب می‌تواند در لحظه به صورت بداهه یا ساخته شده از قبل اجرا شود. علی‌اکبر دهخدا معتقد است این اصطلاح از ساز تار و نواختن روی چهار سیم آن برمی‌آید.

روح‌الله خالقی معتقد است مبدع این فرم درویش‌خان است. چهارمضراب در تمامی سازها و تمامی دستگاه‌ها و آوازها قابل اجراست.

نحوه گرفتن مضراب و تکنیک‌های آن

همان مقدار که دست چپ نوازنده که پرده یا دستان ساز را بر روی دسته بلند ساز کنترل می‌کند و پر اهمیت است، دست راست نیز هم از همان مقدار اهمیت برای مضراب زدن برخوردار است. 

تکنیک گرفتن مضراب دارای قوانین کلی است که عدم رعایت این فرم کلی ممکن است منجر به آسیب‌رسانی به بدن و قسمت‌های مختلف آن مثل مچ دست، انگشت‌ها، گردن، کمر و… بشود. 

مضراب در واقع توسط انگشت شست، سبابه و وسط نگه داشته می‌شود و‌ مچ دست وظیفه ایجاد حرکت آن‌را دارد.

محل مضراب زدن روی ساز قسمت ابتدایی کاسه بزرگ نزدیک به نقاره است که البته نوازندگان برای تولید صداهای متفاوت گاهی دست خود را روی کاسه جابه‌جا می‌کنند.

مضراب وسیله‌ایست که تکنیک‌های زیادی از جمله ریز، دراب، شلال و… روی آن صورت ‌می‌گیرد و هم‌چنین نوازندگان باتوجه به ذوق و سلیقه و خلاقیت خود می‌توانند کارهای زیادی و صداهای جدیدی تولید کنند.

تکنیک‌ و محدودیت‌های تکنیکی در تار

این ساز هم‌ از سمت دست راست و هم‌ دست چپ دارای توانایی اجرای تکنیک‌های مختلف و صداهای جالبی است که به توضیح بعضی از آن‌ها خواهیم پرداخت.

تکنیک‌های دست چپ

تریل: اجرای یک نت با اشاره‌های پی در پی به نت بعدی‌اش. این تکنیک با هماهنگی دست راست انجام‌ می‌شود.

اشاره: اجرای یک نت با مضراب و اجرای نت بعدی آن بدون مضراب 

ویبره یا مالش: این تکنیک به دو صورت طولی و عرضی انجام می‌شود، به این صورت که انگشت هنگامی که پرده را لمس می‌کند، سرجای خود به سمت بالا و پایین در عرض گ و یا جابه‌جایی جزئی در چپ و راست یا طول به ایجاد لرزش در صدا می‌انجامد و رنگ صوتی جدیدی ایجاد می‌کند.

تکنیک‌های دست راست یا مضراب

ریز: حرکت‌های سریع و رفت و برگشتی مضراب‌های راست و چپ 

دراب: اجرای سریع مضراب راست، چپ، راست به‌صورتی که تولید یک صدای واحد کند. 

شلال: اجرای سریع مضراب‌های راست، چپ، راست، چپ به صورتی که یک صدای واحد تولید کنند.

البته که قطعا نوشتار نمی تواند مفاهیم مربوط به تکنیک ها را بصورت کامل بیان کند برای درک بهترین از تکنیک های دست چپ و راست پیشنهاد می کنیم همین ویدئو را در آموزش تار مجموعه‌ی خنیاگر مشاهده کنید.

تمرین انگشت‌گذاری روی سیم‌های مختلف تار

تار دارای ۶ سیم است که هر دو عدد از آن باهم جفت می‌شوند و یک صدای واحد را تشکیل می‌دهند. سیم‌ها نسبتا نازک و فلزی و دارای ۳ ضخامت مختلف هستند.

جفت سیم اول را در اصطلاح به‌دلیل رنگ آن سفید نام‌گذاری می‌کنند. این سیم‌ها که یک صدای واحد را تولید می‌کنند صدایی شفاف و نسبتا تیزی دارند و انگشت‌‌گذاری مهم و اصلی روی آن انجام می‌شود. کوک این جفت همیشه یک‌سان است و تغییر نمی‌کند.

جفت سیم بعدی نیز باتوجه به رنگ‌شان زرد نامیده می‌شوند و نسبتا به سیم‌های زرد صدای پخته‌تر و گرفته‌تری دارد. سیم‌های سفید و زرد در تعامل با یک دیگر ملودی‌های اصلی را تولید می‌کنند. کوک این جفت سیم در اکثر مواقع یک‌سان است و جز در دستگاه‌های خاصی کوک آن‌ تغییر می‌کند.

جفت سیم آخر که در اصطلاح بم نامیده می‌شود به‌عنوان تشدید کننده اصوات یا در اصطلاح واخوان نامیده می‌شود اما این به این معنی نیست که انگشت‌گذاری رو آن انجام نمی‌شود، بلکه بخش‌هایی نیز روی آن انگشت‌گذاری می‌شود و صدایی متفاوت‌تری تولید می‌کند.

نوازندگان برای تقویت توانایی خود برای انگشت‌گذاری روی هریک از این سیم‌ها باید به‌صورت جداگانه تمرینات متفاوتی روی سیم‌ها و بعد به‌صورت ترکیبی انجام دهند تا انگشت‌ها با تعداد پرده‌ها و محل قرارگیری آن‌ها کم‌کم شکل بگیرد.

تمرین انگشت‌گذاری روی سیم‌ سل (زرد)

جفت سیم دوم تار که اصطلاحا آن‌را به دلیل رنگشان زرد می‌نامند به دلیل جنس متفاوت، رنگ صدای متفاوتی نیز دارد. صدای تولیدی این سیم‌ها کمی گرفته‌تر و به‌دلیل کوک آن بم‌تر صدا می‌دهد. تفاوت کوک در سیم‌های سفید و زرد سبب آن می‌شود که انگشت‌گذاری روی آن‌ها متفاوت با یکدیگر باشد. 

این جفت سیم‌ زرد از پایین با سیم‌های سفید و از بالا با سیم‌های بم در تماس هستند و در ابتدا نوازنده ممکن است برای تماس با این سیم‌ها، به سیم‌های دیگر برخورد کند و صدایی مضاعف تولید کند؛ یعنی بخواهد نتی را روی سیم زرد اجرا کند اما به دلیل مجاورت

این سیم با سیم سفید، هنگام تولید صدا از سیم سفید نیز بسامدی ایجاد شود. این مسئله بعد از مدتی نوازندگی و تمرین قابل حل است و بعد از مدتی نوازنده می‌تواند صدای تمیز و بدون اضافاتی تولید کند.

از مسائل مهم دیگر این است که نوازنده باید با تمرینات انگشت‌گذاری بتواند سرعت تغیرات انگشت بین سیم‌های سفید، زرد و بم را افزایش دهد تا در اجرای قطعات و زمان‌بندی دچار مشکل نشود.

تمرین نت‌های سیاه و چنگ

زمان و به دنبال آن سرعت از اصلی‌ترین‌ ستون‌های موسیقی به‌شمار‌ می‌روند. این موضوع علاوه بر اینکه به‌طور‌ مفصل در تئوری موسیقی قابل بررسی است، در نوازندگی نیز جای کار بسیار دارد. 

سیاه و چنگ نام دو علائم قراردادی در موسیقی است که مربوط به زمان و سرعت است. درواقع منطق آن شبیه یک مسئله ساده‌ی ریاضی‌ست. یک‌ سیاه مساوی دو‌ چنگ است، یک‌ چنگ مساوی دو دولاچنگ‌ است و….

اما این تنها بخش تئوری ماجراست. برای پیاده کردن این ماجرا روی ساز نوازنده ابتدا باید به تئوری و منطق موسیقایی این بحث مسلط شود. نوازنده در شروع کار باید سعی کند تا تعادلی بین تئوری موسیقی و بخش عملی آن ایجاد کند تا شاهد پیشرفت مناسبی باشد.

تمرین نوازندگی تار با دست چپ

بعد از فراگیری تئوری نوازنده با تمرین‌های دست چپ و راست باید توانایی اجرای سرعت‌های مختلف را بالا ببرد. نوازنده در دست چپ باید سعی کند تا سرعت انگشت‌گذاری خود را بالا ببرد و ضمن آن به تعویض انگشت‌گذاری در سیم‌های مختلف و ترکیب آن‌ها با یک‌دیگر بپردازد.

تمرین نوازندگی تار با دست راست

در دست راست نیز باید به توانایی افزایش سرعت در مضراب خود بپردازد که این مبحث‌ باید با دقت بالایی پیش برود. ابتدا باید مضراب‌ها با سرعت کند اجرا شوند و کم‌کم به سرعت‌های بیشتری برسد.

در ساز تار مضراب‌هایی که از سمت بالا به سیم برخورد می‌کند راست و مضراب‌هایی که از پایین به سیم می‌خورند را چپ می‌گویند. توالی مضراب‌های چپ و راست در سرعت منجر به ایجاد ریز می‌شود. ریز ایجاد صدایی پر و ممتد می‌کند و در نوازندگی تکنیک مهمی به‌شمار می‌رود.

تفاوت راست کوک و چپ کوک

این اصطلاح که ریشه آن از دوره قاجار می‌آید برای سازهای تار و سه‌تار مورد استفاده قرار می‌گیرد و درواقع اشاره به بم و زیر بودن صدا دارند. راست کوک به منطقه صوتی بم و چپ کوک به منطقه صوتی زیر گفته می‌شود.

درواقع صدای بم بیشتر در آقایان و صدای زیر مختص به خانم‌ها و کودکان است. ساز تار هم در بخش راست و هم در چپ دارای محدوده صوتی است و به راحتی درکنار هر خواننده‌ای قدرت جواب آواز در بخش‌های مختلف را دارد.

نویسنده: سمر عراقی

دسته۳