از حال بهتر تا صدای بهتر؛ ۶ فایده یادگیری آواز

مهدیس پورجهان
۷ شهریور ۱۴۰۵
از حال بهتر تا صدای بهتر؛ ۶ فایده یادگیری آواز

اگه دنبال فواید آواز خوندن بگردی، احتمالاً به فهرست بلندبالایی می‌رسی: از تأثیرش روی بعضی شاخص‌های جسمی و سیستم ایمنی گرفته تا پژوهش‌هایی درباره کارکرد شناختی و سالمندی. دانشمندا هنوز دارن خیلی از این ارتباط‌ها رو بررسی می‌کنن و درباره خیلی‌هاشون هم نمی‌شه با قطعیت حرف زد.

ولی راستش اگه من بخوام آواز یاد بگیرم، احتمالاً اولین چیزی که از خودم می‌پرسم این نیست که «آیا آواز خوندن در آینده خطر فلان بیماری رو کم می‌کنه یا نه؟» بیشتر دلم می‌خواد بدونم این کار قراره همین حالا چه چیزی به زندگی من اضافه کنه؟

چون خیلی از فایده‌های آواز، چیزهایی نیستن که لازم باشه سال‌ها منتظرشون بمونی یا فقط توی نتیجه یه آزمایش علمی پیداشون کنی. بعضی‌هاشون خیلی نزدیک‌ترن؛ وسط همون زندگی معمولی، تمرین‌های روزمره و رابطه‌ای که کم‌کم با صدای خودت پیدا می‌کنی.

توی این مقاله می‌خوام سراغ شش‌تا از همین فایده‌ها برم؛ چیزهایی که شاید باعث بشن آواز خوندن رو فقط به چشم یه سرگرمی نبینی.

۱. یه وقت شخصی برای خودت

بانویی در حال آواز خواندن در مکانی خلوت و آرام

بعضی روزها آدم فقط دلش می‌خواد چند دقیقه از کار، فکر و مسئولیت‌های ریز و درشت فاصله بگیره و کاری بکنه که صرفاً برای خودش باشه. آواز خوندن می‌تونه یکی از همین وقت‌ها باشه؛ چند دقیقه‌ای که لازم نیست به کسی جواب بدی یا چیزی رو از لیست کارهات خط بزنی. فقط می‌تونی حواست رو بدی به موسیقی و صدای خودت.

این حس فقط یه برداشت شخصی نیست. توی یه مطالعه روی خواننده‌های آماتور و حرفه‌ای، شرکت‌کننده‌ها بعد از یه جلسهٔ آواز گفتن انرژی و آرامش بیشتری احساس می‌کنن؛ خواننده‌های آماتور حتی از حس شادی بیشتری هم صحبت کردن. جالب‌تر اینکه برای همین گروه آماتور، آواز خوندن بیشتر یه تجربهٔ شخصی بود تا یه کار حرفه‌ای و نتیجه‌محور. مرور گسترده‌تری روی ۶۱ پژوهش هم نشون داد که موسیقی و آواز می‌تونن با خلق‌وخوی بهتر، حس رضایت بیشتر و تجربهٔ بهتر از زندگی روزمره همراه باشن.

البته قرار نیست هر بار که آواز می‌خونی همه فشارهای روزت یهو ناپدید بشن. اما اینکه وسط یه روز شلوغ، چند دقیقه کاری داشته باشی که فقط مال خودته و ازش لذت می‌بری، خودش کم چیزیه؟ آواز می‌تونه کم‌کم تبدیل بشه به یکی از همون لحظه‌ها؛ چند دقیقه فاصله از هیاهوی بیرون که توش فقط تو می‌مونی و کِیف خوندن آهنگ‌های موردعلاقه‌ات با صدای خودت.

۲. یه راه دیگه برای بیان احساساتت

بانویی در حال آواز خواندن از پنجره با هدف شنیدن پسر همسایه

گاهی یه حسی داری که نمی‌تونی درست توضیحش بدی؛ یا اصلاً دلت نمی‌خواد درباره‌اش حرف بزنی. برای این‌جور مواقع، آواز خوندن یه راه دیگه جلوت می‌ذاره: می‌تونی اون حس رو با صدات، با شدت و نرمی خوندنت و با حال‌وهوایی که به یه آهنگ می‌دی، بیان کنی.

توی همون مطالعه روی خواننده‌های آماتور و حرفه‌ای، خواننده‌های آماتور از آواز خوندن به‌عنوان راهی برای خودبیانگری و رها شدن از تنش‌های عاطفی حرف زده بودن. یعنی برای بعضی‌هاشون، آواز فقط تمرین تکنیک و درست خوندن نت‌ها نبود؛ راهی بود برای بیرون آوردن چیزی که درونشون می‌گذشت.

شاید به همین دلیله که یه آهنگ ثابت رو همیشه یه‌جور نمی‌خونی. یه‌روز آروم‌تر می‌خونیش، یه‌روز محکم‌تر، یه‌وقت لطیف‌تر، یه‌وقت جدی‌تر؛ بعضی وقت‌ها هم می‌بینی تک‌تک کلمه‌ها رو با تمام وجودت حس می‌کنی. آهنگ همونه، اما چیزی که تو با صدات بهش اضافه می‌کنی فرق کرده. هرچی بیشتر آواز یاد می‌گیری و صدات رو می‌شناسی، راه‌های بیشتری هم برای بیان همین حس‌ها پیدا می‌کنی.

۳. حس «توانستن» و رشد شخصی

بانویی در حال خوشحالی کردن و بالا و پایین پریدن بعد از تمرین آنلاین آواز

اوایل ممکنه صدات اون چیزی نباشه که توی ذهنت می‌شنوی؛ یه نت از دستت در بره، نفست زود تموم بشه یا نتونی تکنیک‌ها رو درست اجرا کنی. ولی یاد گرفتن آواز یه خوبی مهم داره: کم‌کم چیزهایی که یه روز برات سخت یا حتی نشدنی بودن، شدنی می‌شن. و همین تجربه‌های کوچیک می‌تونن حس «من از پسش برمیام» رو پررنگ‌تر کنن.

توی یه پژوهش روی افرادی که بعد از ۴۰ سالگی یادگیری آواز رو شروع کرده بودن، رشد شخصی یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های شروع کلاس بود و بعضی از شرکت‌کننده‌ها گفتن بعد از یادگیری آواز اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کردن؛ نه فقط موقع خوندن، بلکه در نگاهشون به خودشون و توانایی‌هایی که می‌تونستن پرورش بدن.

یه پژوهش دیگه درباره آواز گروهی آنلاین هم نشون داد که بعد از چهار هفته، حس خودکارآمدی شرکت‌کننده‌ها بیشتر شده بود. خودکارآمدی یعنی همین باور که «می‌تونم از پس یه کار یا چالش بربیام». البته چون این مطالعه دربارهٔ آواز گروهی بوده، بهتره توی تعمیم نتیجه‌اش به همهٔ شکل‌های یادگیری آواز احتیاط کنیم.

اما شاید مهم‌ترین بخش ماجرا همین باشه که صدات کم‌کم برات از یه چیز ناشناخته و خارج از کنترل، تبدیل می‌شه به چیزی که می‌تونی بهش شکل بدی و پیشرفتت رو توش ببینی. هر بار هم که کاری رو انجام می‌دی که چند هفته قبل نمی‌تونستی، یه شاهد کوچیک برای خودت داری که بگی: «پس منم می‌تونم انجامش بدم.»

۴. آوردنت به لحظهٔ حال

بانویی در حال آواز خواندن در خلوت خودش در حالی که در لحظه غرق شده

شاید برات پیش اومده باشه که مشغول یه فعالیت خاص بشی و بعد ببینی چند دقیقه‌ست اصلاً حواست به چیز دیگه‌ای نبوده. نه داشتی مکالمهٔ دیروز رو توی ذهنت بالا و پایین می‌کردی، نه نگران فردا بودی؛ تمام توجهت همون‌جا بوده، روی کاری که داشتی انجام می‌دادی.

آواز خوندن هم می‌تونه یکی از همین فعالیت‌ها باشه. وقتی داری حواست رو به ملودی، ریتم، کلمات، نفس و صدایی که تولید می‌کنی می‌دی، ذهنت حسابی درگیر کاریه که همین الان داره اتفاق می‌افته. مخصوصاً وقتی قطعه نه اون‌قدر آسونه که ذهنت آزاد باشه برای خودش بچرخه، نه اون‌قدر سخت که فقط کلافه‌ت کنه.

این تجربه توی روان‌شناسی به چیزی نزدیکه که بهش «Flow» یا غرق شدن در فعالیت می‌گن؛ حالتی که توجه آدم تا حد زیادی روی همون کاری متمرکز می‌شه که داره انجام می‌ده. این حالت بین موزیسین‌ها بررسی شده و حتی پژوهشی روی هنرجوهای آماتور آواز هم تجربهٔ Flow موقع تمرین رو بررسی کرده.

اما فایدهٔ این چند دقیقه حضور چیه؟ ذهنت معمولاً بیکار نمی‌شینه؛ یا داره یه اتفاق گذشته رو دوباره مرور می‌کنه، یا رفته سراغ کاری که فردا باید انجام بدی، یا بی‌هوا از یه فکر می‌پره روی یه فکر دیگه. وقتی توی یه فعالیت غرق می‌شی، برای چند دقیقه این رفت‌وآمد کمتر می‌شه. پژوهش‌ها دربارهٔ Flow هم این حالت رو با تمرکز بیشتر و پرسه‌زدن کمتر ذهن مرتبط دونستن. یه جور استراحت از همون پچ‌پچ همیشگی ذهن.

البته قرار نیست هر بار که شروع به خوندن می‌کنی، ذهن یه‌دفعه ساکت بشه. اما ممکنه وسط یه تمرین یا آهنگ، یه لحظه به خودت بیای و ببینی چند دقیقه‌ست هیچ جای دیگه‌ای نبودی؛ فقط همین‌جا، در حال آواز خوندن.

۵. شناختن بهتر صدات

بانویی در حال لمس کردن گلویش با تمرکز

صدا یکی از چیزهاییه که هر روز ازش استفاده می‌کنی، ولی معمولاً تا وقتی دردسر درست نکنه زیاد بهش فکر نمی‌کنی. شاید فقط وقتی متوجهش بشی که بعد از یه روز پرحرفی خسته شده، موقع خوندن کم بیاره یا برای رسیدن به بعضی صداها مجبور بشی زور بزنی.

تمرین‌های صداسازی و آواز کم‌کم این ماجرا رو برات قابل‌فهم‌تر می‌کنن. یاد می‌گیری بیشتر حواست به نفس، فشار، شدت صدا و شیوهٔ تولیدش باشه و بهتر بفهمی چه وقت‌هایی داری راحت‌تر و کم‌فشارتر از صدات استفاده می‌کنی و چه وقت‌هایی بی‌دلیل بهش فشار میاری.

یعنی صدات کم‌کم از یه چیز نسبتاً ناشناخته تبدیل می‌شه به چیزی که امکانات و محدودیت‌هاش رو بهتر می‌شناسی.

این شناخت هم فقط موقع خوندن به کارت نمیاد. ممکنه توی زندگی روزمره هم زودتر بفهمی چه وقت‌هایی صدات خسته شده، چرا بعد از حرف زدن گلوت اذیت شده یا چه عادت‌هایی باعث می‌شن بیشتر به صدات فشار بیاری.

در واقع چیزی که به دست میاری، یه «صدای جدید» نیست؛ رابطه آگاهانه‌تریه با همون صدایی که همیشه داشتی: اینکه بفهمی صدات چه‌طور کار می‌کنه، چه امکاناتی داره، چه‌طور بهتر ازش مراقبت کنی، بفهمی کِی داری بهش فشار میاری و کِی بهتره یه کم بهش استراحت بدی.

۶. احساس ارتباط و تعلق اجتماعی

چند دوست در حال آواز خواندن و ساز زدن همراه یکدیگر

برای اینکه از آواز لذت ببری، لازم نیست حتماً برای آدم‌های دیگه اجرا کنی یا صدات رو با کسی به اشتراک بذاری. اگه دوست داری فقط برای دل خودت بخونی و این تجربه رو شخصی نگه داری، هیچ چیزی از ارزشش کم نمی‌شه.

اما اگه یه روز دلت خواست صدات رو با آدم‌هایی که بهشون نزدیکی شریک بشی؛ توی یه جمع خودمونی بخونی، با چند نفر هم‌صدا بشی یا وقتی کسی ساز می‌زنه باهاش همراهی کنی، آواز می‌تونه یه بُعد تازه پیدا کنه. موسیقی از یه تجربهٔ شخصی تبدیل می‌شه به چیزی مشترک بین تو و آدم‌های دیگه.

پژوهش‌هایی نشون داده که آواز خوندن همراه با دیگران می‌تونه با احساس نزدیکی، پیوند اجتماعی و تعلق بیشتر همراه باشه. توی یه پژوهش دربارهٔ آواز، افرادی که با هم هم‌خوانی می‌کردن خیلی زود احساس نزدیکی بیشتری به هم پیدا کردن. پژوهش‌های دیگه هم بین هم‌خوانی، ارتباط اجتماعی بیشتر و احساس تنهاییِ کمتر، رابطه پیدا کردن. البته بیشتر این پژوهش‌ها روی شکل‌های سازمان‌یافته‌تر آواز گروهی انجام شدن، پس نمی‌شه مستقیم به هر اجرای کوچیک خانوادگی یا دوستانه تعمیمشون داد؛ ولی نشون می‌دن خودِ تجربهٔ موسیقی با دیگران می‌تونه راهی برای نزدیک‌تر شدن آدم‌ها باشه.

برای تو این تجربه شاید خیلی ساده‌تر باشه؛ خوندن آهنگی که دوستش داری برای یه نفر، همراه شدن با صدای یه دوست یا شریک شدن توی یه لحظهٔ موسیقایی کوتاه. اما همین لحظه‌ها می‌تونن حس ارتباط و همراهی بیشتری بسازن و نشون بدن که آواز فقط راهی برای ارتباط با صدای خودت نیست؛ گاهی راهیه برای نزدیک‌تر شدن به آدم‌های دیگه.

پس…

یادگیری آواز فقط دربارهٔ بهتر خواندن نیست؛ دربارهٔ رابطهٔ تازه‌ایه که کم‌کم با صدای خودت، بیان احساساتت، آدم‌های اطرافت و حتی لحظه‌های زندگی پیدا می‌کنی. شاید برای همین باشه که خیلی‌ها بعد از شروع این مسیر، چیزی بیشتر از یه مهارت جدید به دست میارن.

اگه تو هم دوست داری این تجربه رو وارد زندگی خودت کنی، می‌تونی همین امروز قدم اولش رو برداری. مسیر یادگیری صداسازی و خوانندگی در خنیاگر برای اینه که کم‌کم صدات رو بهتر بشناسی، توانایی‌هاش رو کشف کنی و از موسیقی سهم بیشتری توی زندگی روزمره‌ات داشته باشی.

بنر مجموعه صداسازی خنیاگر

این مطلب رو به اشتراک بذار