این مطلب رو به اشتراک بذار
برای شروع صداسازی باید تئوری موسیقی بلد باشیم؟

اگه داری به شروع کلاس صداسازی فکر میکنی، شاید یکی از اولین سؤالهایی که ته ذهنت میاد این باشه: «نکنه قبلش باید تئوری موسیقی بلد باشم؟»
راستش این نگرانی بیراه نیست. مخصوصاً وقتی توی توضیحات دوره یا حرفهای دیگران، اسم «نت»، «ریتم»، «کوک»، «پرده و نیمپرده» یا تکنیکهای آوازی به گوشت خورده باشه. همین چند تا کلمه گاهی کافیان تا آدم حس کنه هنوز برای شروع آماده نیست؛ انگار قبل از صداسازی باید بره سراغ یه مسیر جدا، تئوریک و تخصصیتر.
اما اصل ماجرا دقیقاً همینجاست که نیاز به شفافسازی داره. باید ببینیم قبل از شروع صداسازی واقعاً چی لازمه، در طول دوره با چه مفاهیمی روبهرو میشی، و اگه اصلاً قصد خوانندگی نداشته باشی و به دلایل دیگه سراغ صداسازی اومده باشی، چقدر از این چیزها رو واقعاً باید جدی بگیری.
پس بیا قدمبهقدم شروع کنیم.
قبل از شروع صداسازی، دانستن چه چیزهایی از دانش موسیقی ضروریه؟

اگه بخوام خیلی روشن بگم: تقریباً هیچی.
برای شروع صداسازی لازم نیست قبلش بری سراغ یادگیری تئوری موسیقی، نتخوانی، گامها یا چیزهایی از این دست تا آمادهٔ کار کردن روی صدات بشی.
صداسازی معمولاً از جای دیگهای شروع میشه: از شناختن خود صدا، نفس، بدن، نحوهٔ تولید صوت، گوش دادن دقیق و تمرینهای سادهای که کمکم کمک میکنن صدات رو بهتر کنترل کنی.
برای همین، چیزی که قبل از شروع، بیشتر به کارت میاد، «دانش موسیقی» به معنای تخصصیاش نیست؛ پیشنیازهای سالمتر در واقع اینها هستن: صدای نسبتاً سالم، آمادگی برای تمرین منظم، توانایی گوش دادن و تقلید کردن، و ذهنیت بدون قضاوت نسبت به صدای خودت.
حتی مدرسهٔ آنلاین کالج موسیقی برکلی هم برای دورهٔ مقدماتی Voice Technique پیشنیازهای اصلی رو داشتن صدای سالم و توانایی نسبتاً دقیق در تکرار صدایی که میشنوی معرفی میکنه، نه بلد بودن نتخوانی.
البته کمی که جلوتر بری، در طول دوره، با چند اصطلاح یا مفهوم موسیقایی هم روبهرو میشی؛ اما قرار نیست از همون اول همهٔ اینها رو بلد باشی. خیلی از این چیزها توی دل خود تمرینها روشن میشن، نه اینکه لازم باشه قبل از شروع، جداگونه یادشون گرفته باشی.
اما اگه هنوز ذهنت درگیره و میخوای دقیقتر بدونی توی مسیر قراره با چه چیزهایی روبهرو بشی، بخش بعدی برای همینه.
در طول کلاس صداسازی چقدر با دانش موسیقی سروکار داریم؟

گفتیم لازم نیست قبل از شروع صداسازی، تئوری موسیقی بلد باشی. اما این به این معنی نیست که در طول دوره هیچوقت با مفاهیم موسیقایی روبهرو نمیشی.
اتفاقاً چند چیز ساده از دنیای موسیقی کمکم وارد تمرینها میشن؛ اما نه به شکل درسهای خشک تئوری یا تحلیل موسیقی. بیشتر قراره کمک کنن صدات رو دقیقتر بشنوی، بهتر کنترلش کنی و بفهمی وقتی یه تمرین رو انجام میدی، واقعاً چه اتفاقی برای صدات میافته.
پس حضور این مفاهیم توی مسیرت:
- کم
- تدریجی
- و واقعاً کاربردیه
درست به اندازهای که برای انجام تمرینها و شناخت بهتر صدات به کارت بیان.
مهمترین چیزهایی که در طول مسیر یادگیریت باهاشون روبهرو میشی معمولاً این مواردن:
۱. تشخیص زیر و بمی صدا
یکی از اولین چیزهایی که توی صداسازی باهاش روبهرو میشی، توانایی تشخیص زیر و بمی صداست؛ یعنی بفهمی یه صدا نسبت به صدای قبلی بالاتر رفته، پایینتر اومده یا تقریباً توی همون محدوده مونده.
البته این بخش توی صداسازی بیشتر از اینکه یه بحث تئوریک باشه، یه مهارت شنیداری و عملی محسوب میشه. مثلاً ممکنه مدرس یه آوا رو از محدودهٔ بمتر شروع کنه و کمکم به سمت صداهای زیرتر ببره و ازت بخواد همون مسیر رو با صدای خودت تکرار کنی.
اکثر اوقات لازم نیست بدونی اون صدا دقیقاً چه نُتیه یا اینکه اصلاً با چه علامتی و روی کدوم خط حامل نوشته میشه. چیزی که مهمتره اینه که گوش تو کمکم حساستر بشه و بتونی تشخیص بدی صدات داره به کدوم سمت حرکت میکنه.
۲. درک پایه از ریتم، ضرب، سکوت و کشش
یکی دیگه از چیزهایی که در طول صداسازی باهاش روبهرو میشی، درک خیلی سادهای از ریتم، ضرب، سکوت و کشش صداست. هنرجو باید بفهمه چه زمانی باید وارد بشه، چقدر صدا رو بکشه، کجا مکث کنه و تمرین را با چه سرعتی جلو ببره.
اینجا هم قرار نیست وارد شکلهای پیچیدهٔ ریتمها و کششها بشی. معمولاً این چیزها توی دل تمرین و با گوش دادن، تقلید کردن و همراه شدن با مدرس یاد گرفته میشن.
این مهارت برای صداسازی مهمه، چون صدا فقط «چه نتی» یا «چه ارتفاعی» نداره؛ زمان هم داره. اینکه بتونی صدات رو بهموقع شروع کنی، به اندازهٔ کافی نگه داری و بدون عجله یا بریدگی رهاش کنی، هم به کنترل نفس کمک میکنه، هم به منظمتر شدن تمرینها و هم به بیان بهتر صدا.
۳. شناخت کلی ترتیب نتها و تقلید اونها با کمک تیونر
توی بعضی تمرینهای صداسازی، ممکنه مدرس ازت بخواد یه آوا رو روی چند نت پشتسرهم بخونی؛ مثلاً از یه صدای بمتر شروع کنی و کمکم با ترتیب مشخصی به سمت صداهای زیرتر بری، یا برعکس. اینجاست که آشنا شدن با ترتیب سادهٔ نتها و کار با تیونر میتونه به کارت بیاد.
(تیونر ابزاریه که نشون میده صدایی که میشنوه به کدوم نت نزدیکه؛ نوازندهها هم از همین ابزار برای کوک کردن ساز استفاده میکنن.)
گاهی هم مدرس برای اینکه تمرین به صدا فشار نیاره، محدودهای براش مشخص میکنه؛ مثلاً میگه این تمرین رو تا فلان نت میبریم، یا معمولاً آقایان/خانمها میتونن این تمرین رو توی فلان محدوده، راحتتر انجام بدن. دونستن ترتیب نتها توی این مواقع کمک میکنه بهتر بفهمی تمرین از کجا شروع میشه، تا کجا بالا میره، صدای تو توی کدوم بخش هنوز راحته و از کجا به بعد ممکنه بهش فشار بیاد.
وقتی وارد این بخشها میشی، خود مدرس راهنماییهای لازم رو بهت میده؛ اما اینطور هم نیست که این شناخت فقط با دونستن ترتیب نتها به وجود بیاد. بخش مهمیش از راه گوش دادن، تکرار کردن و توجه آگاهانه به صدای خودت شکل میگیره. یعنی حتی اگه اسم و ترتیب نتها رو هم دقیق متوجه نباشی، کمکم یاد میگیری تشخیص بدی: «تا اینجا صدام راحته»، «اینجا باید سبکتر بخونم»، یا «از اینجا به بعد بهتره مثل مدرس ادامه ندم و به صدام فشار نیارم.»
پس اگه توی تمرینها با اسم نتها یا تیونر روبهرو شدی، لازم نیست فکر کنی وارد یه بخش سنگین از موسیقی شدی. اینها فقط ابزارهایی هستن برای اینکه محدودهٔ صدات رو بهتر بشناسی و بتونی با دقت بیشتر صدایی رو که میشنوی تکرار کنی.
۴. آشنا شدن با چند اصطلاح اجرایی
گاهی ممکنه مدرس وسط تمرینها از چند اصطلاح اجرایی هم استفاده کنه؛ مثل لگاتو، استکاتو، یا پرده و نیمپرده. این کلمهها شاید در نگاه اول تخصصی به نظر برسن، اما قرار نیست به شکل تئوریک و جداگانه حفظ بشن.
مثلاً ممکنه مدرس بگه این تمرین رو «لگاتو» انجام میدیم؛ یعنی صداها رو نرم و پیوسته به هم وصل میکنیم. یا ازت بخواد «استکاتو» اجرا کنی؛ یعنی صداها رو کوتاهتر و جدا از هم بخونی. گاهی هم ممکنه دربارهٔ «پرده» و «نیمپرده» حرف بزنه؛ یعنی فاصلهٔ بین دو صدا و اینکه صدا چقدر بالا یا پایین میره.
نکتهٔ مهم اینه که مدرس معمولاً همین اصطلاحها رو همونجا با تمرین توضیح میده و با صدا نشونت میده که منظورش چیه. پس قرار نیست اول این تعریفها رو حفظ کنی و بعد تمرین رو بفهمی؛ بیشتر با شنیدن، تقلید کردن و انجام دادن کمکم دستت میاد هر اصطلاح در عمل چه معنایی داره.
حالا ممکنه یه سؤال دیگه پیش بیاد:
اگه بعد از صداسازی نخوام سراغ آواز برم، باز هم باید این مفاهیم رو یاد بگیرم؟

ببین؛ اگه با هدف آواز سراغ صداسازی نیومدی، لازم نیست همهٔ این موارد رو مثل کسی دنبال کنی که بعد از دوره میخواد وارد مسیر خوانندگی بشه. کسی که قصد خوندن داره، طبیعتاً باید روی چیزهایی مثل کوک، تشخیص نت، فاصلهها و ریتم حساستر باشه؛ چون همهٔ اینها بعداً توی آواز مستقیماً به دردش میخوره.
اما اگه هدفت چیز دیگهایه؛ مثلاً میخوای صدای بهتری برای صحبت کردن، تدریس، ارائه، ضبط پادکست، جلسههای کاری یا مکالمههای روزمره داشته باشی، لازم نیست سر این مفاهیم وسواس داشته باشی. با این حال نباید بخشهای موسیقایی تمرینها رو هم سرسری رد کنی؛ چون بعضی از این تمرینها، با اینکه ظاهر موسیقایی دارن، در عمل ابزار کنترل صدان. تو هم دقیقاً برای همین کنترل بیشتر سراغ صداسازی اومدی.
مثلاً کار روی زیر و بمی صدا و بالا و پایین بردنش فقط به درد خوانندگی نمیخوره؛ توی گفتار هم روی لحن، تأکید، یکنواخت نبودن صدا و حس اطمینان یا تردید اثر میذاره. یا مثلاً درآوردن مکثها، کششها و ریتم تمرینها میتونه به مدیریت نفس، کنترل صدا و شمرده صحبت کردن کمک کنه.
اما مواردی مثل تکرار دقیقِ نتها، بلد بودن ترتیبشون یا رعایت فواصلی مثل پرده و نیمپرده، لازم نیست با حساسیت یه خواننده دنبال بشه. برای تکنیکهای آوازیتر، مثل تحریر، لرزش صدا (ویبراتو) یا ظرافتهای خاص خوانندگی هم باز همین منطق برقراره. میتونی در حد آشنا شدن و شناخت بهتر صدات دنبالشون کنی، اما نه با وسواس و حساسیت یه خواننده.
پس خیالت از بابت تئوری راحت باشه
اگه بخوای روی صدات کار کنی یا خوانندگی یاد بگیری، نقطهٔ شروع تو معمولاً صداسازیه، نه کلاس تئوری موسیقی. چیزهایی هم که توی طول دوره باهاشون سروکار پیدا میکنی، واقعاً همونقدر وارد تمرینها میشن که برای شناخت و کنترل بهتر صدات بهشون احتیاج پیدا میکنی؛ نه بیشتر.
ممکنه با چیزهایی مثل نت، زیر و بمی صدا، کوک، تیونر یا چند اصطلاح آوازی مختلف روبهرو بشی، اما قرار نیست همهٔ اینها رو مثل یه هنرجوی حرفهای موسیقی از بر باشی. بخش زیادی از این مفاهیم با گوش دادن، تکرار کردن و توجه به صدای خودت، کمکم جا میافتن.
پس اگه تا امروز فکر میکردی چون تئوری موسیقی بلد نیستی، هنوز برای صداسازی آمادگی نداری، شاید حالا بشه با خیال راحتتری به شروع کردن فکر کنی. چون صداسازی قرار نیست یه موسیقیدان آماده تحویل بگیره تا بتونه بهش تمرینهای سخت و پیچیده بده! بلکه قراره کمک کنه با تمرینهای ساده صدات رو بهتر بشناسی، سالمتر ازش استفاده کنی و قدمبهقدم کنترل بیشتری روش پیدا کنی.
اگه با روشنتر شدن این موضوع حس میکنی برای دنبال کردن هدفت آمادهتری، میتونی سری هم به صفحهٔ آموزش صداسازی و خوانندگی خنیاگر بزنی؛ شاید این همون جایی باشه که مسیرت بالاخره ازش شروع میشه.
این مطلب رو به اشتراک بذار
