چطور از فرزندت توی مسیر یادگیری آواز حمایت کنی؟

مهدیس پورجهان
۲۱ تیر ۱۴۰۵
چطور از فرزندت توی مسیر یادگیری آواز حمایت کنی؟

اگه فرزندت به یادگیری آواز علاقه‌مند شده یا مدتیه این مسیر رو شروع کرده، احتمالاً سؤال‌های زیادی توی ذهنت می‌چرخه: «واقعاً استعدادش رو داره؟»، «درست تمرین می‌کنه؟»، «نکنه به صداش آسیب بزنه؟»، «باید بیشتر تشویقش کنم یا جدی‌تر پیگیر تمرین‌هاش باشم؟» و مهم‌تر از همه: «از کجا بفهمم دارم کمکش می‌کنم یا ناخواسته بهش فشار میارم؟»

این نگرانی‌ها کاملاً طبیعیه. وقتی پای علاقه و پیشرفت فرزندمون وسط باشه، دلمون می‌خواد مطمئن بشیم مسیرش درست، امن و قابل ادامه‌ست. مخصوصاً توی خوانندگی که سازِ اصلی، خودِ صداست؛ چیزی که فقط یه مهارت بیرونی نیست، بلکه با بدن، احساسات و تصویر آدم از خودش گره خورده.

خیلی از پدر و مادرها از سر دلسوزی فکر می‌کنن حمایت یعنی مدام به تمرین بچه گوش بدن، ایرادهاش رو بگن، زیاد تشویقش کنن یا ازش بخوان زودتر نتیجه بگیره و برای بقیه بخونه. اما توی آواز و صداسازی، نقش والد مربی‌گری نیست؛ ساختن فضاییه که فرزندش بتونه با خیال راحت تمرین کنه، اشتباه کنه، از صدای در حال رشدش خجالت نکشه و کم‌کم با اطمینان بیشتری بخونه.

در ادامه می‌بینیم والدین چطور می‌تونن از فرزند هنرجوی آواز و صداسازی‌شون حمایت کنن؛ بدون اینکه ناخواسته فشار، اضطراب یا ترس از خوندن رو به مسیر یادگیریش اضافه کنن.

فضایی بساز که فرزندت حس نکنه تحت قضاوته

مادری در حال سرزنش دخترش برای بد تمرین کردن

توی مسیر یادگیری آواز، یکی از مهم‌ترین چیزهایی که فرزندت بهش نیاز داره، احساس امنیته. یعنی بدونه وقتی داره تمرین می‌کنه، قرار نیست کسی پشتِ در یا از اتاق کناری دائم به صداش گوش بده، بعد از تمرین سراغش بیاد و بگه کجاها رو خوب نخوند یا کجاها به نظرش ایراد داشت.

حتی اگه این حرف‌ها از سر دلسوزی گفته بشن، برای کودک یا نوجوان ممکنه شبیه قضاوت شنیده بشن؛ مخصوصاً چون توی خوانندگی، صدای آدم از خودش جدا نیست. وقتی کسی دربارهٔ صدا نظر می‌ده، بچه ممکنه ناخودآگاه حس کنه دربارهٔ خودِ اون نظر داده شده.

اگه فرزندت سن کمتری داره و خودش ازت می‌خواد نظر بدی، باز هم بهتره به جای ایراد گرفتن، سؤال‌های ساده و امن بپرسی. مثلاً به جای اینکه بعد از تمرین بگی «به نظرم اینجا رو خراب خوندی» یا «فلان قسمت خوب نبود»، بگی: «امروز به‌نظرِ خودت، نسبت به دفعه‌های قبل راحت‌تر و کم‌فشارتر خوندی؟»، «حس خوبی از آوازت گرفتی؟» یا «جایی بود که حس کردی به صدات فشار اومد؟»

این کار کمک می‌کنه فرزندت به‌جای اینکه منتظر تأیید یا اصلاح تو بمونه، کم‌کم یاد بگیره تمرینش رو بهتر بشنوه و درباره‌اش فکر کنه.

نکته‌های تخصصی‌تر رو هم بهتره به مسیر آموزشی و مُدرسش بسپری. تو لازم نیست نقش مربی آواز رو بازی کنی؛ همین که کمک کنی فرزندت بدون ترس، با آرامش و استمرار تمرین کنه، خودش یکی از مهم‌ترین شکل‌های حمایته.

محیط تمرین رو براش امن‌تر و راحت‌تر کن

مردی در حال اعتراض از پشت پنجره به یک پسر هنرجوی آواز

برای اینکه فرزندت بتونه با خیال راحت آواز تمرین کنه، لازم نیست براش یه اتاق آکوستیک یا عایق صدا بسازی. همین که فضای تمرینش یه‌کم آماده‌تر باشه، هم خودش راحت‌تر و رهاتر می‌خونه، هم صدای تمرینش کمتر برای بقیهٔ اهل خونه و همسایه‌ها آزاردهنده می‌شه.

چند تا کار ساده می‌تونه کمک کنه؛ مثلاً می تونی برای در و پنجره اتاقش از درزگیر استفاده کنی، پردهٔ ضخیم‌تری بگیری، کف اتاق رو با فرش بپوشونی، یا اگه اتاقش خیلی خالیه و صدا توش می‌پیچه، تا جایی که امکانش هست وسایلی مثل کتابخونه، کمد لباس، کوسن یا وسایل پارچه‌ای دیگه به اتاقش اضافه کنی. این کارها صدا رو کامل حذف نمی‌کنن، اما می‌تونن بازتاب صدا رو کمتر کنن و فضای تمرین رو راحت‌تر و قابل‌تحمل‌تر کنن.

(برای دانستن راهکارهای بیشتر برای کم‌کردن مزاحمت صوتیِ تمرین آواز، می‌تونی مقالهٔ «چطور آواز و صداسازی تمرین کنیم بدون اینکه دیگران اذیت شوند؟» رو هم بخونی.)

از اون طرف، محیط تمرین فقط خودِ اتاق نیست؛ رفتار بقیهٔ اعضای خونه هم روش اثر می‌ذاره. اگه یه زمان کوتاه از روز برای تمرین فرزندت مشخص شده، بهتره همون زمان رو جدی بگیری و بهش احترام بذاری. وسط تمرین هی سراغش نرو، مدام نگو «زودتر تمومش کن» و تا جایی که می‌تونی کمک کن فضای خونه آروم‌تر باشه تا حواسش پرت نشه.

البته منظور این نیست که برای تمرین آواز، فرزندت به سکوت مطلق احتیاج داره، نه! اما به این نیاز داره که حس کنه زمان تمرینش محترمه. همین حس ساده می‌تونه تمرین رو از یه کار خجالت‌آور یا مزاحم، تبدیل کنه به بخشی طبیعی از زندگی روزمره‌اش.

صدای فرزندت رو با خواننده‌های حرفه‌ای مقایسه نکن

پدری در حال تعریف کردن از خواننده مورد علاقه‌اش در حالی که دخترش معذب شده

گاهی پدر و مادرها از سر تشویق می‌گن: «ببین فلان خواننده چقدر قشنگ می‌خونه» یا «تو هم یه روز مثل اون می‌خونی؟» نیت این جمله‌ها معمولاً خوبه، اما برای کودک یا نوجوانی که تازه داره با صدای خودش آشنا می‌شه، ممکنه جور دیگه‌ای شنیده بشه؛ انگار الان کافی نیست، کمبود داره و باید خیلی زود خودش رو به خواننده‌های حرفه‌ای برسونه.

در‌حالی‌که صدای کودک یا نوجوان هنوز در حال رشده و از نظر حجم صدا، تحمل فشار، کنترل صوتی و حتی توان اجرای طولانی، با صدای یه آدم بزرگ‌سال فرق داره. برای همین نباید ازش انتظار داشته باشی مثل خواننده‌های حرفه‌ای پُرقدرت بخونه، تحریرهای سخت بزنه، اجرای طولانی داشته باشه یا ادای صدای کسی رو دربیاره که سال‌ها تمرین کرده و کلی تجربهٔ اجرا داره.

مقایسه، حتی وقتی با قصد تشویق گفته می‌شه، می‌تونه کم‌کم حس ناکافی‌بودن بسازه. بهتره به‌جای مقایسه با دیگران، پیشرفت خودش رو ببینی؛ مثلاً اینکه نسبت به قبل راحت‌تر می‌خونه، کمتر به صداش فشار میاره، با اعتمادبه‌نفس بیشتری تمرین می‌کنه یا از صدای خودش کمتر خجالت می‌کشه.

فرزندت لازم نیست شبیه خوانندهٔ محبوب تو یا خودش بخونه. مهم‌تر اینه که با صدای خودش، در حد توان و مرحله‌ای که توشه، سالم‌تر و مطمئن‌تر جلو بره.

به زور در معرض دید دیگران قرارش نده

مادری در حال اصرار به پسر کوچکش برای آواز خواندن در یک جمع

برای بیشتر هنرجوهای آواز، خوندن جلوی دیگران کار ساده‌ای نیست. حتی اگه تو حس کنی صدای فرزندت قشنگه و دلت بخواد بقیه هم بشنونش، بهتره تا وقتی خودش تمایلی نشون نداده، ازش نخوای برای خانواده، فامیل یا مهمون‌ها آواز بخونه.

جمله‌هایی مثل «بیا برای مهمونا یه دهن بخون»، «اون آهنگه که قشنگ می‌خونی رو اجرا کن» یا «خجالت نداره، غریبه که نیستن» ممکنه برای تو تشویق‌آمیز به نظر برسن، اما برای بچه می‌تونن شبیه یه امتحان ناگهانی باشن؛ مخصوصاً وقتی هنوز با صدای خودش راحت نشده یا از قضاوت دیگران می‌ترسه.

این موضوع دربارهٔ ضبط کردن صداش هم مهمه. از تمرین یا آواز خوندنش بدون اجازه فیلم نگیر، صداش رو برای دیگران نفرست و توی گروه‌های خانوادگی یا شبکه‌های اجتماعی منتشر نکن؛ حتی اگه نیتت فقط افتخار کردن بهش باشه. صدای فرزندت بخشی از حریم شخصی اونه و بهتره خودش بدونه کی، کجا و برای چه کسی شنیده می‌شه.

وقتی فرزندت بدونه قرار نیست بی‌اجازه در معرض نگاه و قضاوت دیگران قرار بگیره، با خیال راحت‌تری تمرین می‌کنه و رابطهٔ امن‌تری با صدای خودش می‌سازه.

شاید بعدها خودش دلش بخواد برای دیگران بخونه، شاید هم هیچ‌وقت چنین تمایلی پیدا نکنه و آواز براش فقط راهی برای حال بهتر و لذت شخصی از موسیقی بمونه؛ و این کاملاً ارزشمند و پذیرفتنیه. (برای درک بهتر این موضوع می‌تونی نگاهی هم به مقالهٔ «خوندن برای دل خود، آیا لازمه کسی صدامون رو بشنوه؟» بندازی.)

به حفظ سلامت صداش کمک کن

پدری در حال سیگار کشیدن کنار دخترش در خودرو

از اونجایی که توی آواز، خودِ صدا ابزار اصلی یادگیریه، تو می‌تونی با چند مراقبت ساده کمک کنی فرزندت راحت‌تر و سالم‌تر تمرین کنه. منظور این نیست که همه‌چیز رو سخت‌گیرانه کنترل کنی یا مدام بهش تذکر بدی؛ فقط کافیه شرایطی بسازی که صداش کمتر خسته و تحریک بشه.

مثلاً تشویقش کن در طول روز آب بیشتری بخوره، مخصوصاً روزهایی که تمرین داره. اگه هوای خونه خیلی خشکه، استفاده از دستگاه رطوبت‌ساز می‌تونه کمک‌کننده باشه. کنار فرزندت سیگار نکش و تا جایی که می‌تونی، در روزهای خیلی آلوده کمتر باهاش بیرون برو. خواب کافی هم برای بدن و صدا مهمه؛ پس اگه نظم خوابِ خونه دست توئه، کمک کن شب‌ها دیرتر از حد معمول بیدار نمونه.

بعد از تمرین هم لازم نیست بلافاصله کلی باهاش حرف بزنی یا ازش بخوای دوباره برات بخونه. گاهی بهترین کمک اینه که اجازه بدی صداش کمی استراحت کنه. در روزهایی که تمرین جدی‌تری داره، بهتره تا‌حد‌امکان غذاهای سنگین، پُرچرب، ادویه‌ای یا اسیدی رو هم کمتر توی برنامه بذاری؛ مخصوصاً اگه می‌دونی این غذاها باعث سوزش معده، رفلاکس، خلط، خشکی گلو یا اذیت شدن صداش می‌شن.

اما حواست باشه مراقبت از صدا نباید تبدیل به وسواس بشه. اینکه مدام بگی «این رو نخور، برای صدات بده»، «داد نزن»، «زیاد حرف نزن» یا «حواست به حنجره‌ات باشه»، ممکنه فرزندت رو نسبت به صداش حساس و نگران کنه. هدف اینه که یاد بگیره با بدن و صداش مهربون‌تر رفتار کنه، نه اینکه از استفاده کردن از صداش بترسه.

(برای آشنایی بیشتر با نکات مراقبت از صدا، می‌تونی مقالهٔ «۱۰ روش تقویت صدا در خوانندگی» رو بخونی. برای نکات مربوط به خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های مناسب هم مقالهٔ «تغذیه مناسب برای صدا» می‌تونه کمکت کنه. )

از استقلالش توی مسیر تمرین حمایت کن

مادری در حال نشان دادن برنامه کلاس‌های آواز به فرزندش

هرچقدر فرزندت بیشتر حس کنه تمرین آواز فقط دستوری از طرف تو نیست و خودش هم توی شکل‌دادن به مسیرش نقش داره، احتمال اینکه با علاقهٔ بیشتری ادامه بده بیشتر می‌شه. برای همین، تا جایی که امکانش هست، بذار دربارهٔ چیزهایی مثل زمان، مکان، روزها و مدت تمرینش نظر بده؛ البته به شرطی که انتخابش مزاحم بقیهٔ اعضای خونه نشه.

اگه سنش کمتره و هنوز برای برنامه‌ریزی به کمک تو نیاز داره، باز هم بهتره برنامه رو با مشارکت خودش بچینی. مثلاً به جای اینکه بگی «از امروز، هر روز باید ساعت شش تا شش و نیم تمرین کنی»، می‌تونی ازش بپرسی: «خودت کی برای تمرین راحت‌تری؟»، «دوست داری تمرینت قبل از تکالیف مدرسه‌ات باشه یا بعدش؟» یا «فکر می‌کنی ۱۵ دقیقه هر روز برات راحت‌تره یا چهار روز در هفته هر بار نیم ساعت؟»

این حق انتخاب می‌تونه دربارهٔ شکل یادگیری هم وجود داشته باشه. بعضی بچه‌ها با آموزش آنلاین راحت‌تر ارتباط می‌گیرن، بعضی‌ها هم کلاس حضوری رو بیشتر دوست دارن؛ مهم اینه که مسیر یادگیری، هم کیفیت آموزشی داشته باشه، هم برای فرزندت قابل ادامه باشه و بهش حس امنیت، انگیزه و پیشرفت بده.

پس تا جایی که راه داره، انتخاب‌ها رو به خودش بسپر. چیزهایی رو هم که هنوز نمی‌تونه خودش تصمیم بگیره، تو براش بچین؛ اما نه طوری که برنامه سخت، طولانی یا شبیه اجبار بشه و از یادگیری آواز پشیمونش کنه. اتفاقاً وقتی تمرین تبدیل به کاری کوچیک، قابل انجام و قابل ادامه بشه، فرزندت راحت‌تر باهاش کنار میاد و احتمال اینکه توی مسیر بمونه بیشتر می‌شه.

وقت‌هایی که ناامید می‌شه، کمکش کن

دختری که با ناراحتی و ناامیدی کنار پدرش نشسته

تقریباً هر هنرجوی آوازی، مخصوصاً توی ماه‌های اول، روزهایی داره که از صدای خودش ناامید می‌شه. ممکنه بگه «صدام بده»، «من استعداد ندارم»، «هیچ فرقی نکردم» یا «دیگه نمی‌خوام ادامه بدم». توی این لحظه‌ها، اولین واکنش تو خیلی مهمه؛ چون اگه سریع بگی «نه بابا خوب می‌خونی» یا «بیشتر تمرین کنی درست می‌شه»، ممکنه حس کنه حرفش جدی گرفته نشده.

به‌جاش اول احساسش رو تأیید کن، نه نتیجه‌گیریش رو. مثلاً بگو: «می‌فهمم امروز از تمرینت راضی نبودی» یا «طبیعیه بعضی روزها آدم حس کنه صداش همراهی نمی‌کنه.» این جمله‌ها یعنی حالش رو دیدی، بدون اینکه تأیید کنی واقعاً صداش بده یا استعداد نداره.

بعد کمکش کن همون روز به خودش سخت نگیره. مثلاً به‌جای اینکه اون تمرین چالش‌برانگیز رو با اعصاب ناراحت هی تکرار کنه و درجا بزنه، ازش بخواه چند دقیقه استراحت کنه، بعد فقط چند بخش کوتاه از تمرین رو آروم‌تر تکرار کنه و نکته‌ای رو که براش سخت بوده یادداشت کنه تا بعداً با مُدرسش مطرحش کنه.

حتی می‌تونی پیشرفت‌های کوچیکش رو هم بهش یادآوری کنی؛ مثلاً بگی: «یادته قبلاً می‌گفتی فلان آهنگ برات سخته اما الان از اول تا آخرش رو می‌خونی؟» یا «یادته قبلاً زود گلوت اذیت می‌شد و تمریناتت رو کوتاه می‌کردی اما الان می‌گی خیلی راحت‌تری؟» یا حتی «همین که امروز فهمیدی کدوم قسمت برات سخت‌تره، خودش بخشی از یاد گرفتنه.»

البته منظور این نیست که وقتی می‌بینی فرزندت ناامیده، فوراً سعی کنی حالش رو عوض کنی یا با تعریف‌های زیاد ثابت کنی اشتباه می‌کنه. حمایت مفید اینه که کمکش کنی از «من نمی‌تونم» برگرده به «فعلاً این قسمت برام سخته، پس می‌تونم کوچیک‌تر و آروم‌تر ادامه بدم.»

حواست به انتخاب آهنگ‌های سخت و نامناسب باشه

دختر نوجوانی در حال خواندن با فشار زیاد، در‌حالی‌که مادرش با نگرانی نگاهش می‌کند

گاهی بچه‌ها، مخصوصاً وقتی سن‌شون کمتره، دوست دارن آهنگی رو بخونن که از سطح فعلی‌شون سخت‌تره؛ شاید چون خودشون خیلی دوستش دارن، شاید چون دیدن تو یا یکی از اعضای خونواده اون آهنگ رو دوست دارین، یا شاید می‌خوان زودتر نشون بدن چقدر پیشرفت کردن. اما هر آهنگ قشنگی، الزاماً برای تمرینِ در سطوح مختلف مناسب نیست.

اگه می‌بینی فرزندت بیرون از مسیر آموزشیِ خودش سراغ آهنگی رفته که براش زیادی اوج‌دار، طولانی، پُرتحریر یا پُرفشار به نظر میاد، بهتره آروم جلوش رو بگیری. نه با این لحن که «تو هنوز نمی‌تونی اینو بخونی»، بلکه با این نگاه که «این آهنگ قشنگه، ولی شاید الان برای صدات زود باشه. بهتره فعلاً با تمرین‌ها و آهنگ‌های مسیر خودت جلو بری و بعداً با آمادگی بیشتر سراغش بیای.»

از اون طرف، خودت هم تا وقتی مطمئن نیستی آهنگی با سطح و توان فرزندت هماهنگه، بهش پیشنهاد نده که «این رو یاد بگیر، من خیلی دوستش دارم» یا «کاش این آهنگ رو برام بخونی». ممکنه بچه برای خوشحال کردن تو، بیشتر از توانش به صداش فشار بیاره یا از اینکه نمی‌تونه مثل نسخهٔ اصلی بخونه، ناامید بشه.

البته هرچه فرزندت بزرگ‌تر و مستقل‌تر باشه، بهتره این موضوع رو کمتر دستوری و بیشتر گفت‌وگویی پیش ببری. مخصوصاً با نوجوان‌ها، بهتره به جای منع مستقیم، کمکشون کنی خودشون متوجه بشن چه آهنگی الان براشون مناسبه و چه آهنگی بهتره برای مراحل بعدی بمونه. هدف این نیست که ذوقش رو بگیری؛ هدف اینه که کمکش کنی با صدای خودش مهربون‌تر و هوشمندانه‌تر رفتار کنه.

(برای اینکه بدونی آهنگ مناسبِ سطح هر هنرجو چه ویژگی‌هایی باید داشته باشه، می‌تونی مقالهٔ «راهنمای سادهٔ انتخاب آهنگ مناسب برای آواز» رو هم بخونی.)

با مسیر آموزشی همراه باش، مدام عوضش نکن

پدری در حال نشان دادن پوستر یک دوره آموزش آواز جدید به پسرش

یکی از نگرانی‌های طبیعی والدین اینه که نکنه مسیر آموزشی فرزندشون بهترین انتخاب ممکن نباشه. برای همین، بعضی پدر و مادرها از سر دلسوزی مدام دنبال گزینهٔ تازه می‌گردن؛ امروز یه مدرس، فردا یه متد جدید، پس‌فردا یه سبک دیگه. مثلاً فرزندشون آواز ایرانی یاد می‌گیره، بعد از کسی می‌شنون پاپ راحت‌تر یا محبوب‌تره و سریع به فکر تغییر مسیر می‌افتن. یا هنوز کلاس فعلی جا نیفتاده، می‌خوان هم‌زمان یه کلاس دیگه هم اضافه کنن چون شنیدن فلان مدرس هم خیلی خوبه.

اما تغییرهای پی‌درپی، بیشتر از اینکه کمک‌کننده باشن، می‌تونن بچه رو گیج و خسته کنن. مخصوصاً توی آواز و صداسازی که پیشرفت معمولاً مرحله‌به‌مرحله اتفاق می‌افته و بدن، گوش و اعتمادبه‌نفس کودک به زمان نیاز دارن.

بهتره قبل از شروع، تا جایی که می‌تونی انتخابت رو آگاهانه‌تر انجام بدی. دربارهٔ مدرس یا مسیر آموزشی تحقیق کن، ببین تجربه و سابقه‌اش چقدره، نمونه‌ای از اجرا یا آموزش‌هاش وجود داره، لحن و شخصیتش چه حسی بهت می‌ده، صبور و اهل توضیح به نظر می‌رسه یا نه، و آیا مسیر یادگیریش منظم و مرحله‌به‌مرحله طراحی شده یا نه.

بعد از انتخاب، به مسیر فرصت بده. نه به این معنی که اگه واقعاً مشکلی وجود داشت نادیده‌اش بگیری، بلکه یعنی با هر توصیه، مقایسه یا تعریف دیگران، مسیر فرزندت رو عوض نکنی. اگر سؤالی یا نگرانی‌ای داری، بهتره اول از همون مسیر آموزشی پیگیریش کنی، نه اینکه سریع همه‌چیز رو تغییر بدی.

فرزندت برای پیشرفت، بیشتر از چند مسیر هم‌زمان و چند مدرس مختلف، به یه مسیر روشن و قابل اعتماد نیاز داره؛ مسیری که فرصت داشته باشه توش جا بیفته، آروم‌آروم جلو بره و با خیال راحت نتیجه‌های کوچیک اما مستمر رو تجربه کنه.

بذار آواز براش یه جای امن برای تجربه کردن باشه

آخرش قرار نیست حمایت از فرزندت توی مسیر صداسازی و خوانندگی فقط به این ختم بشه که زودتر بهتر بخونه، زودتر اجرا کنه یا زودتر جلوی بقیه دیده بشه. آواز، قبل از هر چیزی، می‌تونه یه فرصتی باشه برای اینکه فرزندت با صدا، بدن و احساسات خودش رابطهٔ سالم‌تری پیدا کنه؛ یه تجربه هنری که هم شخصیه، هم عمیقه، هم می‌تونه حالش رو بهتر کنه.

شاید یه روزی دلش بخواد برای دیگران بخونه، شاید هم آواز همیشه براش یه پناهگاه شخصی بمونه؛ جایی برای آروم شدن، بیان احساسات، لذت بردن از موسیقی و نزدیک‌تر شدن به خودش. هیچ‌کدوم از این دو مسیر کم‌ارزش‌تر از اون یکی نیست.

تو به‌عنوان والد، لازم نیست ازش یه خوانندهٔ حرفه‌ای بسازی. کافیه کمک کنی این علاقه زیر فشار مقایسه، توقع، قضاوت یا عجله خاموش نشه. اگه آواز برای فرزندت تبدیل بشه به جایی برای امتحان کردن، آزادانه اشتباه کردن، یاد گرفتن و لذت بردن، یعنی تو سهمت از این مسیر رو درست انجام دادی.

بنر آموزش آواز ایرانی خنیاگر

این مطلب رو به اشتراک بذار