تمرین صداسازی؛ چرا گاهی یکنواخت می‌شه و چطور ادامه بدیم؟

مهدیس پورجهان
۲۳ تیر ۱۴۰۵
تمرین صداسازی؛ چرا گاهی یکنواخت می‌شه و چطور ادامه بدیم؟

تا حالا برات پیش اومده که با شوق و ذوق سراغ تمرین‌های آوازت بری، اما وقتی نوبت به صداسازی می‌رسه، حس کنی انگیزه‌ات کمتر شده؟ یا حتی از خودت بپرسی: «واقعاً لازمه هر بار این تمرین‌ها رو هم انجام بدم؟»

این حس، خیلی رایج‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی.

اکثر هنرجوها عاشق خوندن آهنگ‌های موردعلاقه‌شون‌ان، از اجرا کردن تکنیک‌ها هیجان‌زده می‌شن و از شنیدن پیشرفت صداشون لذت می‌برن. اما وقتی صحبت از تمرین صداسازی می‌شه، ماجرا کمی فرق می‌کنه. تکرار آواها، تمرین‌های به‌ظاهر مشابه و نتیجه‌هایی که همیشه فوری شنیده نمی‌شن، باعث می‌شه بعضی روزها این بخش از تمرین، یکنواخت یا حتی خسته‌کننده به نظر برسه.

جالبه بدونی این موضوع لزوماً به معنای از دست دادن علاقه یا کمبود انگیزه نیست. در واقع بخشی از این احساس به ماهیت خودِ تمرین‌های صداسازی برمی‌گرده. این تمرین‌ها بیشتر از اینکه شبیه اجرای یه قطعهٔ موسیقی باشن، شبیه ساختن زیرساخت‌ها و مهارت‌هایی هستن که بعداً موقع آواز خوندن به کمکمون میان.

در این مقاله می‌خوایم ببینیم چرا تمرین‌های صداسازی گاهی به اندازهٔ خوندن یه آهنگ، تمرین آواز یا حتی یادگیری ساز هیجان‌انگیز به نظر نمی‌رسن، چه دلایلی پشت این احساس وجود داره و مهم‌تر از همه، چطور می‌تونیم با انگیزهٔ بیشتری به تمرین ادامه بدیم.

دلیل اول: صداسازی، بیشتر شبیه ساختن یه ابزار موسیقیه تا اجرای اون

روح صداسازی در حال تبدیل حنجره یک هنرجو به یک ساز

یکی از دلایلی که تمرین صداسازی گاهی یکنواخت به نظر می‌رسه، اینه که ما ناخودآگاه انتظار داریم همون حسی رو بهمون بده که از خوندن یه آهنگ یا اجرای یه قطعهٔ موسیقی می‌گیریم. وقتی آواز می‌خونیم، با ملودی، شعر، احساس و فضای موسیقی درگیر می‌شیم؛ اما در تمرین صداسازی، ممکنه چند دقیقه فقط یه آوا، یه الگوی ساده یا یه حرکت کوتاه صوتی رو بارها تکرار کنیم.

اینجاست که تمرین، با اینکه کاملاً هدفمنده، ممکنه از بیرون ساده یا حتی بی‌هیجان به نظر برسه.

اما هدف اصلی صداسازی این نیست که در همون لحظه یه اجرای زیبا و کامل بسازه. هدفش اینه که پایه‌های صدا رو قوی‌تر و هماهنگ‌تر کنه؛ چیزهایی مثل کنترل نفس، هماهنگی عضلات درگیر در تولید صدا، تنظیم رزونانس، آماده‌سازی صدا برای تکنیک‌هایی مثل تحریر و ویبره، و کم کردن فشارهای اضافه.

مثل دونده‌ای که بخشی از تمریناتش رو صرف تقویت عضلات و حرکت‌های پایه می‌کنه، خواننده هم گاهی باید با تمرین‌هایی سر‌و‌کار داشته باشه که شاید در لحظه خیلی جذاب به نظر نرسن، اما اثرشون بعداً خودش رو نشون می‌ده. وقتی یه جملهٔ موسیقایی سخت رو راحت‌تر می‌خونیم، وقتی صدا کمتر خسته می‌شه، وقتی تحریر روان‌تر درمیاد یا وقتی موقع خوندن، کمتر به صدامون فشار میاریم، صداسازی دقیقاً برای همون لحظه‌هاست.

دلیل دوم: صداسازی، پاداش فوری کمتری ایجاد می‌کنه

روح نوازندگی در حال دادن یک هدیه بزرگ به یک هنرجوی ویولن سل؛ در حالی که روح صداسازی هدیه‌اش کوچک‌تر است و آن را هنوز به هنرجویش نداده است

یکی دیگه از دلایلی که تمرین صداسازی ممکنه یکنواخت به نظر برسه، اینه که نتیجه‌اش همیشه همون لحظه خودش رو نشون نمی‌ده. ذهن ما معمولاً با تمرین‌هایی راحت‌تر همراه می‌شه که خیلی زود ازشون یه خروجی قابل‌حس می‌گیره؛ چیزی که بشه شنید، تشخیص داد و ازش لذت برد.

وقتی یه آهنگ رو تمرین می‌کنیم خیلی زود می‌فهمیم کجای قطعه بهتر شده، کدوم جمله رو روان‌تر خوندیم یا کجا حس موسیقی قشنگ‌تر منتقل شده. حتی توی تمرین ساز هم معمولاً بازخورد سریع‌تری می‌گیریم؛ یه ملودی تمیزتر اجرا می‌شه، یه ریتم درست‌تر درمیاد، یه آکورد خوش‌صدا‌تر شنیده می‌شه یا یه قطعه کم‌کم شکل می‌گیره.

اما در تمرین صداسازی، بخش زیادی از پیشرفت‌ها، ظریف‌تر و تدریجی‌ترن. ممکنه چند دقیقه یه آوا یا الگوی ساده رو تکرار کنیم؛ مثلاً «باب باب باب»، «نِی‌ نِی‌ نِی» یا «ای ای ای». این تمرین‌ها هم انرژی و تمرکز می‌خوان، اما همیشه در لحظه یه محصول موسیقاییِ واضح بهمون نمی‌دن. برای همین ممکنه هنرجو احساس کنه بیشتر داره یه «کار پشت‌صحنه‌ای» انجام می‌ده تا «اجرای موسیقی».

اینجاست که خیلی از هنرجوها احساس می‌کنن زحمتی که برای تمرین صداسازی می‌کشن، به اندازهٔ تمرین یه قطعه با ساز یا آواز، نتیجهٔ ملموسی بهشون نشون نمی‌ده؛ در‌حالی‌که بخش زیادی از پیشرفت‌های صداسازی از اون جنس تغییراتی نیستن که همون لحظه به گوش بیان.

در واقع خیلی از تغییرات صداسازی کم‌کم خودشون رو نشون می‌دن؛ مثلاً وقتی بعد از چند روز یا چند هفته می‌بینیم یه نتِ سخت راحت‌تر خونده می‌شه، صدا دیرتر خسته می‌شه، تحریرها نرم‌تر اجرا می‌شن یا کنترل بیشتری روی شدت، رنگ و راحتی صدامون پیدا می‌کنیم.

پس اگه تمرین صداسازی همیشه همون لحظه حس پیشرفت واضح به ما نمی‌ده، لزوماً به این معنی نیست که بی‌اثر بوده. گاهی صدا داره در لایه‌های عمیق‌تری، آرام و تدریجی آماده‌ می‌شه و شکل می‌گیره.

دلیل سوم: توی صداسازی، نقاط ضعف، بیشتر خودشون رو نشون می‌دن

روح صداسازی در حال نشان دادن نقطعه ضعف یک هنرجو

وقتی یه آهنگ رو می‌خونیم، معمولاً از مجموعه‌ای از توانایی‌هایی که از قبل داریم استفاده می‌کنیم. حتی اگه بعضی بخش‌های قطعه برامون چالش‌برانگیز باشن، باز هم لحظات زیادی وجود داره که از صدای خودمون لذت می‌بریم و احساس می‌کنیم داریم موسیقی اجرا می‌کنیم.

اما تمرین‌های صداسازی اغلب سراغ جاهایی می‌رن که هنوز به اندازه کافی قوی نیستن.

ممکنه تمرینی روی نت‌های اوج داشته باشیم، چون در اون محدوده احساس راحتی نمی‌کنیم. یا روی یه تحریر خاص کار کنیم که هنوز اون‌طور که می‌خوایم از آب درنمیاد. گاهی هم تمرین‌ها روی انعطاف صدا، تلفظ درست حروف و کلمات یا عبور راحت‌تر بین بخش‌های مختلف صوتی متمرکز می‌شن؛ یعنی دقیقاً روی قسمت‌هایی که هنوز جای کار دارن.

برای همین صداسازی گاهی این حس رو ایجاد می‌کنه که مدام داریم با مشکلات و ضعف‌های خودمون روبه‌رو می‌شیم. در‌حالی‌که هنگام خوندن یه قطعه، معمولاً فرصت بیشتری داریم تا توانایی‌های فعلی‌مون رو هم به نمایش بذاریم.

البته همین موضوع یکی از دلایل مؤثر بودن صداسازیه. چون پیشرفت واقعی معمولاً زمانی اتفاق می‌افته که روی بخش‌های ضعیف‌تر کار کنیم، نه فقط روی چیزهایی که از قبل توی اون‌ها راحت هستیم.

پس اگه بعضی تمرین‌های صداسازی برات چالش‌برانگیز، خسته‌کننده یا حتی کمی کلافه‌کننده به نظر می‌رسن، لزوماً نشونهٔ بدی نیست. گاهی همین تمرین‌ها دارن روی همون مهارت‌هایی کار می‌کنن که بعداً بیشترین تأثیر رو روی کیفیت آوازت می‌ذارن.

دلیل چهارم: تکرار در صداسازی روی بخش‌های کوچک‌تری اتفاق می‌افته

هنرجوی صداسازی در حال تکرار یک نت و هنرجوی آواز در حال خواندن یک قطعه

تکرار در همهٔ شاخه‌های موسیقی وجود داره. وقتی آواز تمرین می‌کنیم، ممکنه یه مصرع، یه بیت یا یه قطعهٔ موسیقی رو بارها بخونیم. در تمرین ساز هم معمولاً یه قطعه یا بخشی ازش رو تکرار می‌کنیم. یعنی حتی اگه تمرین تکراری باشه، باز هم چیزی که تکرار می‌شه معمولاً یه بخش موسیقایی نسبتاً کامل‌تره؛ چیزی که شعر، ملودی، ریتم یا حس موسیقایی داره.

اما در تمرین صداسازی، معمولاً با یه جزء خیلی کوچک‌تر سروکار داریم. اینجا ممکنه چند دقیقه فقط یه آوا، یه هجا یا حتی یه کلمهٔ بی‌معنی رو در نت‌های مختلف و بخش‌های مختلف صدا، مرتب تکرار کنیم. مثلاً بارها یه الگوی ساده رو با «ای»، «آ»، «ها» یا «باب» بخونیم، بدون اینکه قرار باشه در همون لحظه یه جملهٔ موسیقایی کامل شکل بگیره.

همین تفاوت باعث می‌شه تکرار در صداسازی برای بعضی هنرجوها ملال‌آورتر حس بشه. چون ذهن، همزمان که درگیر تمرکز و اجرای درست تمرینه، خروجیِ موسیقاییِ لذت‌بخشی هم دریافت نمی‌کنه.

با‌این‌حال، صدا برای اینکه یه مسیر تازه رو یاد بگیره، به تکرار نیاز داره. خیلی از چیزهایی که بعداً موقع خوندن طبیعی و راحت به نظر می‌رسن، نتیجهٔ همین تمرین‌های ساده و تکراری‌ان؛ تمرین‌هایی که شاید در لحظه جذاب نباشن، اما کم‌کم راه رو برای اجرای راحت‌تر، سالم‌تر و کنترل‌شده‌تر باز می‌کنن.

چطور با انگیزهٔ بیشتری تمرین صداسازی رو ادامه بدیم؟

هنرجوی صداسازی در حال پیش‌روی در مسیر موسیقی در حالی‌که روح صداسازی تشویقش می‌کند

تا اینجا دیدیم که یکنواختی یا حتی خسته‌کننده به نظر رسیدن تمرین‌های صداسازی، لزوماً به این معنی نیست که علاقه و انگیزه رو از دست دادیم یا مسیر اشتباهی رو انتخاب کردیم. بخشی از این احساس، به ماهیت خودِ صداسازی برمی‌گرده؛ تمرینی که قرار نیست همیشه شبیه اجرای موسیقی باشه، نتیجه‌هاش همیشه فوری دیده نمی‌شن و معمولاً روی بخش‌هایی از صدا تمرکز می‌کنه که هنوز جای کار دارن.

اما خبر خوب اینه که لازم نیست برای ادامه دادن، عاشق تک‌تک تمرینات صداسازی باشیم. اکثر خواننده‌ها و نوازنده‌ها در هر سطحی، تمرین‌هایی دارن که نسبت به بقیه کمتر جذابن. چیزی که تفاوت ایجاد می‌کنه، پیدا کردن راهیه که اون‌ها رو هدفمندتر، قابل‌تحمل‌تر و حتی تا حدی لذت‌بخش‌تر کنه.

در ادامه، چند راهکار ساده و کاربردی رو مرور می‌کنیم که می‌تونن به حفظ انگیزه در تمرین صداسازی کمک کنن:

۱. در هر تمرین، هدف از انجامش رو فراموش نکن

گاهی تمرکز ما اون‌قدر به خودِ تمرین‌ها معطوف می‌شه که یادمون می‌ره چه نتیجه‌ای قراره از ازشون بگیریم.

فرض کن مدرس ازت خواسته چند دقیقه یه الگوی مشخص رو با یه آوا تکرار کنی. اگه این تمرین رو فقط به عنوان چند صدای تکراری ببینی، احتمالاً بعد از مدتی حوصله‌ات سر می‌ره. اما وقتی بدونی همین تمرین قراره به خوندن راحت‌تر نت‌های اوج، روان‌تر شدن تحریرها یا پیدا کردن جای درست‌تر صدا کمک کنه، نگاهت به اون تغییر می‌کنه.

به همین خاطر خوبه قبل از شروع هر تمرین از خودت بپرسی: «این تمرین قراره چه مهارتی رو در صدای من تقویت کنه؟» و بعد موقع انجامش، همین هدف رو گوشهٔ ذهنت نگه داری.

۲. مدت تمرین رو کوتاه‌تر، اما متمرکزتر کن

بعضی وقت‌ها مشکل از خودِ تمرین صداسازی نیست؛ از مدت زمانیه که داریم بدون تمرکز کافی انجامش می‌دیم.

خیلی از هنرجوها تصور می‌کنن هرچه زمان بیشتری برای صداسازی بذارن، حتماً نتیجهٔ بهتری می‌گیرن. در‌حالی‌که برای خیلی‌ها، وقتی زمانِ تمرین طولانی‌تر می‌شه، ممکنه کیفیت توجه کم‌کم پایین بیاد و تمرین از یه فعالیت هدفمند، به تکرار مکانیکی تبدیل بشه.

برای همین معمولاً بهتره به جای اینکه مدت زیادی رو با بی‌حوصلگی صرف تمرین کنیم، زمان کوتاه‌تری رو با تمرکز بیشتر بهش اختصاص بدیم. ۱۰ یا ۱۵ دقیقه تمرین با دقت و توجه کامل، از نیم ساعت تمرین سرسری و پراکنده، نتیجهٔ بهتری می‌ده.

البته این به این معنی نیست که همه بعد از یه زمان مشخص تمرکزشون رو از دست می‌دن. اگه هنوز با دقت، انرژی و آگاهی تمرین می‌کنی، لازم نیست صرفاً چون زمان گذشته متوقف بشی. معیار اصلی، کیفیت تمرینه؛ نه فقط تعداد دقیقه‌ها.

۳. گاهی فقط کمی تنوع، می‌تونه بهت روحیه بده

یکی از دلایلی که تمرین صداسازی بعد از مدتی یکنواخت به نظر می‌رسه، اینه که مغز ما به چیزهای تکراری عادت می‌کنه. حتی اگه یه تمرین هنوز مفید باشه، تکرار شدنش به یه شکلِ ثابت ممکنه باعث بشه جذابیتش رو از دست بده.

خوشبختانه برای ایجاد تنوع، همیشه لازم نیست سراغ تمرین‌های کاملاً جدید بریم. گاهی تغییرات کوچکی مثل عوض کردن واکه‌ها (حروف مصوت)، تغییر ریتم اجرا، جابه‌جا کردن الگوی ملودیک یا حتی کم و زیاد کردن تمپو (سرعت)، می‌تونه حس تازگی ایجاد کنه.

نکتهٔ جالب اینجاست که در بسیاری از موارد، هدف فنیِ تمرین همچنان همون باقی می‌مونه. یعنی هنوز روی همون مهارت کار می‌کنیم، اما تجربهٔ ذهنی‌مون از انجام اون تمرین متفاوت می‌شه.

۴. صداسازی رو به آواز متصل کن

بهتره جلسهٔ موسیقی‌ات فقط با تکرار تمرین‌های صداسازی تموم نشه. اگه اون روز روی یه تکنیک خاص کار کردی، چند دقیقهٔ آخر رو به این اختصاص بده که همون تکنیک رو در حد ساده و متناسب با سطح خودت، توی یه جملهٔ آوازی امتحان کنی.

مثلاً اگه تمرینت روی تحریر بوده، یه بخشی از آهنگی رو انتخاب کن که تحریر ساده‌ای داره و سعی کن همون مهارت رو با اون اجرا کنی. اگر هم سطح بالاتری داری، می‌تونی حتی جمله‌ای رو انتخاب کنی که در اصل تحریر نداره، اما تو آگاهانه با اضافه کردن یه تحریر مناسب، اون رو به شکل شخصی‌تر و خلاقانه‌تری بخونی.

این کار کمک می‌کنه صداسازی از یه تمرین جدا و انتزاعی خارج بشه و به آواز واقعی وصل بشه؛ بدون اینکه فشار اضافه‌ای به صدا وارد کنی. از طرفی، هنرجو کم‌کم یاد می‌گیره فقط دنباله‌روی اجرای خواننده‌های دیگه نباشه و با شناخت تکنیک‌ها، بیان شخصی خودش رو هم پیدا کنه.

در نهایت، قرار نیست همهٔ تمرین‌ها با عشق انجام بشن

همون‌طور که دیدیم، با چند تغییر ساده می‌شه تمرین صداسازی رو هدفمندتر، متنوع‌تر و لذت‌بخش‌تر کرد. اما حتی با وجود همهٔ این‌ها، صداسازی مثل هر تمرین پایه‌ای دیگه، همیشه قرار نیست هیجان یه اجرای واقعی یا خوندن یه آهنگ محبوب رو بهمون بده.

پیانیست‌ها از همهٔ اتودهاشون لذت نمی‌برن، ورزشکارها عاشق تک‌تک حرکت‌های بدنسازی نیستن و خواننده‌ها هم لازم نیست شیفتهٔ همهٔ تمرین‌های صداسازی‌شون باشن. مسیر یادگیری همیشه با اشتیاق جلو نمی‌ره؛ گاهی با تکرار، صبر و ادامه دادن در روزهایی جلو می‌ره که هیجان کمتره، اما هنوز می‌دونیم چرا داریم تمرین می‌کنیم.

همین «چرا»ست که تمرین‌های ساده و تکراری رو قابل‌تحمل‌تر می‌کنه. بیشتر هنرجوهای ماندگارِ آواز عاشق تکرار آواها نیستن؛ عاشق لحظه‌ای هستن که می‌بینن نتیجهٔ اون تکرارها کم‌کم وارد صداشون شده. لحظه‌ای که یه نت سخت راحت‌تر خونده می‌شه، یه تحریر روان‌تر درمیاد، صدا کمتر خسته می‌شه یا چیزی که قبلاً دور از دسترس به نظر می‌رسید، آروم‌آروم ممکن می‌شه.

پس دفعهٔ بعدی که وسط یه تمرین صداسازی حوصله‌ات سر رفت، شاید بد نباشه یادت بیاد که صدای دل‌خواهت قرار نیست یه روز ناگهانی، از راه برسه. اون صدا، از دل همین تمرین‌های ساده، تکراری و گاهی کم‌هیجان شکل می‌گیره؛ از روزهایی که شاید خیلی پُرشورو‌شوق نباشن، اما دقیقاً همین روزها تو رو به صدایی که دوست داری می‌رسونن.

بنر مجموعه صداسازی خنیاگر

این مطلب رو به اشتراک بذار